محمد ابراهيم آيتى
366
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
اما رسول خدا پاسخ داد كه اكنون اين پيشنهاد را از شما نمىپذيرم ، مگر آن كه بيرون برويد و جانتان در امان باشد و از باروبنهء خويش بيش از بار شتر برنگيريد ، و آنچه اسلحه داريد بگذاريد . « بنى نضير » به همين پيشنهاد رسول خدا تن دادند و رهسپار خيبر شدند ، برخى هم به جانب شام رفتند [ 1 ] ، « سلّام بن أبى الحقيق » و « كنانة بن ربيع بن أبى الحقيق » و « حيىّ بن أخطب » از اشرافشان به « خيبر » رفتند . رسول خدا اموال يهوديان « بنى نضير » را بر مهاجرين قسمت كرد [ 2 ] و به انصار چيزى نداد ، تفصيل آن را چنين نوشتهاند كه : چون غنيمتهاى اين غزوه به دست آمد ، رسول خدا « ثابت بن قيس بن شمّاس » را فرستاد تا انصار يعنى : « أوس » و « خزرج » همه را فرا خواند و خدا را ستود و سپاس گفت و كمكهاى انصار را دربارهء مهاجرين ( كه آنان را در خانههاى خود منزل داده بودند ) يادآورى كرد و سپس گفت : اگر بخواهيد آن چه را خداى متعال از اموال « بنى نضير » نصيب من ساخته است ، ميان شما و مهاجران قسمت كنم و مهاجران همچنان در خانههاى شما ميهمان باشند و اگر هم بخواهيد اين اموال را به آنان دهم تا از خانههاى شما بيرون روند . « سعد بن عباده » و « سعد بن معاذ » گفتند : اى رسول خدا ! آن را ميان مهاجران قسمت فرما و همچنان در خانههاى ما بمانند . ديگر مردان انصار هم يك صدا پيشنهاد آن دو را تأييد كردند . رسول خدا گفت : خدايا أنصار و فرزندان أنصار را رحمت فرما ، آنگاه اموال را ميان مهاجران قسمت كرد و از أنصار جز « سهل بن حنيف » و
--> [ 1 ] - محمّد بن مسلمه مأمور اخراج ايشان بود ، و بر ششصد شتر سوار شدند ، و بار نهادند ، و در حالى كه زنانشان با جامههاى حرير ، و ديبا و زيورهاى طلا در ميان هودجها نشسته بودند ، و دف و نى مىزدند ، از بازار مدينه گذشتند . [ 2 ] - از جمله : پنجاه زره ، و پنجاه خود ، و سيصد و چهل شمشير ، دربارهء أموال بنى نضير به اختلاف سخن گفتهاند .